غزل شمارهٔ ۱۲۳
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ویدوست۶ بیت
با مهر و با محبت و با آرزوی دوستبا ما کسی چه گونه توان جست و جوی دوست
بر سنگ زد پیاله ی خضر آن که نوش کردخونابه ی شراب و جفای سبوی دوست
ای کفر و دین حلال کنیدم که می برماینک ز دیر و کعبه سلامی به سوی دوست
رنج مسیح و سعی اجل سودمند نیستماییم و صد مشام امیدی به بوی دوست
سازد به برگ لاله بدل برگ یاسمنتشویش این نگاه مبیناد روی دوست
عرفی شکایت از ستم بی سبب مکن چندین خوش است ساختنی هم به خوی دوست