گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۸

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: راوست۸ بیت
ماهم نه نهالی است که خورشید بر اوستطوبی خس زیبا چمنی که این شجر اوست
مرغی که حرم را شرف از نسبت او بود جاروب حرمگاه صنم بال و پر اوست
گه زهر فشاند به مگس، گه زند آتشزین گونه بسی تعبیه ها در شکر اوست
نقصان ادب نیست که آمیخته با شمعپروانه که امید فنا راهبر اوست
غم همره جان رفت، نرفتیم به منعشبا وی ز ازل آمده و هم سفر اوست
هر گرد که از خاک شهیدان تو خیزدصد قافله ی درد ابدی بر اثر اوست
عشق از طلب صحبت رضوان بود آزادزهد است که دست هوسش در کمر اوست
از طعن کس آزرده نگردد دل عرفیداغی که نسوزد نمکی بر جگر اوست