گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۵

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیه: انشکست۶ بیت
وای که مستانه یار، جعد پریشان شکستساغر لب ریز کفر بر سر ایمان شکست
چون گل رخسار او، زآتش می برفروختشمع شبستان گداخت، رنگ گلستان شکست
چون به ازل حسن دوست، خون ملاحت کشیددر دهن زخم ما، عشق نمکدان شکست
بس که به عالم نماند، عافیت از عشق توهمت آزادگان، قدر شهیدان شکست
چاشنی داغ دل، روزی هر کام نیستور نه لب نان عشق، گبر و مسلمان شکست
همت عرفی به بزم، خوان محبت کشیدذوق نعیم بهشت، در ته دندان شکست