شمارهٔ ۹۷
مرا به خلوت اندیشه شیشه شیشه شراب استکه جزء جزء سخن پیشه شیشه شیشه شراب است
ز لعل مِی کِشی اندیشه شیشه شیشه شراب استخیال نشأه در این شیشه شیشه شیشه شراب است
حباب قلزم اندیشه شیشه شیشه شراب استسفینههای سخن پیشه شیشه شیشه شراب است
کلید میکدهی طبع ماست ناخن دقتکه زخم کاری این تیشه شیشه شیشه شراب است
دل پر آبلهام باده کش ز یاد لبی شدبه رنگ نار در این شیشه شیشه شیشه شراب است
ببین که نشاهی لعل لبش چه مرتبه داردکه از غمش به رگ و ریشه شیشه شیشه شراب است
به دام مستی ما گل کند ز بادهی فکرتهزار پیشه اندیشه شیشه شیشه شراب است
مده چو شبنم گل ساغر حضور خود از کفچو غنچه با خس این بیشه شیشه شیشه شراب است
چو کرد خطّ لب می چکان ز نشأهی یادشغبار خاطر غم پیشه شیشه شیشه شراب است
چو شمع نشأهی هستی است با گداز وجودمز شعلهام به رگ و ریشه شیشه شیشه شراب است
توان رساند دِماغ از هزار پیشه کلکممرا چو نورس از اندیشه شیشه شیشه شراب است