شمارهٔ ۹۰
خطکشیدن بر غرضها سطری از منشور ماستسیر چشمی از تماشای جهان منظور ماست
بادهای کز نشأهاش آمد فلکها در سماعجرعهای از ساغر خمیازهی مخمور ماست
قطرهی مار است در دل شور صد طوفان گرهعرصهی ملک سلیمان زیر بال مور ماست
دستبرد ما بود دست از جهان برداشتنپای در دامن کشیدن رایت منصور ماست
زیر بار درد بهر زخم خون پالای دلاستخوان سودهی ما مرهم کافور ماست
گر سر مویی رساتر ناله از دل برکشیمکاسهی افلاک ساز چینی فغفور ماست
میتوان از سیر این گلزار چشمی آب دادطرفه باغ دلگشایی سینهی ناسور ماست
اسم اعظم بر نگین مهر خاموشی است نقشنورس این خاتم چو باشد عالمی مامور ماست