گنج

شمارهٔ ۸۵

۷ بیت
آنکه محراب دو عالم گوشه‌ی ابروی اوستدر دل هر ذره پنهان آفتاب روی اوست
مهر و مه یک پرتو از شمع تجلی سایه‌اشنُه فلک یک پیچ و تاب از حلقه گیسوی اوست
طرفه صحرایی است صحرای سواد معرفتحیرت نظّاره آنجا شوخی آهوی اوست
پیچ و تاب رشته دارم در هوای گوهریاز رگ اندیشه دل را گر چه راهی سوی اوست
در گلستان شناسایی چرا کج نغمه‌ایچون گل هر رنگ و رنگ هر گلی را بوی اوست
صفحه‌ام رشک پر طوطی است از حرف خطشخامه‌ام شاخ گل از وصف بهار روی اوست
صورت معنی است نورس جلوه‌گر ز آیینه‌اشکاسه سر هر که را هم کاسه زانوی اوست