گنج

شمارهٔ ۶۹

۱۱ بیت
از آب و تاب عکس تو ای مه جبین به آبگرداب شد به رنگ گل آتشین در آب
تا صورت تو گشت تجلی نگار حسناز موج شرم غوطه زند نقش چین در آب
در بوته‌ی گداز غمت چون کباب فامبر آتش است دامنم و آستین در آب
گردد حباب نافه و سنبل سوار موجافتد تو را چو عکس خط عنبرین در آب
تا گشت شمع حسن تو گوهر فروز عکسقندیل نور شد صدف ته‌نشین در آب
شد چون ترنج در کف فوّاره بی‌قراراز شوخی طپیدن عکس زمین در آب
بتخانه‌ی فرنگ محیط است هر حبابافتد چو عکس آن صنم نازنین در آب
گرداب عرض شعله‌ی جوّاله می‌دهدچون برق اگر کشم نفس آتشین در آب
هر دم گذشته است مرا از سر آب تیغدر بحر عشق غوطه توان زد چنین در آب
نقش درست در دل ما عکس مدعاستطفل سرشک من شده کشتی‌نشین در آب
نورس به بحر چشم تر از پاره‌های دلرسم خط است راست ز عکس نگین در آب