شمارهٔ ۵۱
عَلَم از قَلَم ساخت دوران مرادر اقلیم خط کرد سلطان مرا
قلم در کَفَم خطّهی خط گرفتمسخّر عراق و خراسان مرا
مسلّم به حُسن خط از شعر ترگلِ تاج فردوس دیوان مرا
خِرد والهی حُسن انشای منقبول است طُغرای عنوان مرا
زند حرف خطّم لب لعل یارسیاهی است در آب حیوان مرا
فسادی است پیش من اصلاح خطصلاح است ای خوشنویسان مرا
به دفع شیاطین چو تیر شهابعجب ترکشی شد قلمدان مرا
چو صدرم به دیوان دانشوریصدارت نمودند شاهان مرا
نظرباز من شوخ چشمان هندخریدار خُنکار و خاقان مرا
چرا در کشاکش نباشد دلمکشیدند از شیرهی جان مرا
چو نورس شرفنامهی عالممعَلَم کرد توفیق یزدان مرا