گنج

شمارهٔ ۴۶۳

۱۱ بیت
در هر نفس چو ناله به ما هم نفس توییفریاد کرده ایم که فریاد رس تویی
در سر مرا هوای محیط است چون حبابدر پرده بی حجاب مرا هم نفس تویی
بر زخم نقش خانه ی نقاش مرحمتصورت نیافت کار از من کس که کس تویی
غیر از تو نیست از تو دگر آرزو مراگر دارم التماس مرا ملتمس تویی
هر دم دهی چو دست ارادت به دیگریای پیر روزگار مرید هوس تویی
پرواز اگر به شهپر توفیقت آرزو استبشکن قفس که دام تویی و قفس تویی
پیش از بهار میوه ی این باغ می رسدبر نخل آرزو ثمر پیش رس تویی
شان تو نیست بر سر هستی قدم زدنبگذار اوج تازی عنقا مگس تویی
تا سینه چاک مطلب آواز گشته ایهر دم به کاروان تمنا جرس تویی
افکنده است طول امل در به در تو رادر قید نفس شوم چو سگ در مَرَس تویی
تا چند واجبات محبت قضا شودخودرس به داد نورس اگر دادرس تویی