گنج

شمارهٔ ۴۵۹

۱۰ بیت
روز وصلش را چو آرم در حساب زندگیافکنم از جام می کشتی درآب زندگی
جام می بر کف چو شبگون طره را از هم گشودسایه افکن بر سرم شد آفتاب زندگی
عشق سدی بسته از کوه غمش در راه جانکی دلم را می برد طوفان آب زندگی
از گل روی عرقناک تو ای آب حیاتمردمک بر چهره افشاند گلاب زندگی
بوسه ای گر از لب تیغ تو می خواهم مرنجمی زند امید ما نقشی بر آب زندگی
وصل گیسوی تو تعبیرش تواند بود و بسگر مرا عمر ابد آید به خواب زندگی
بر سرم از ساقی تیغ تو منت ها بودساغر تن کرد لبریز شراب زندگی
طره در کف می ربایم بوسه ای زان لعل لباین بود از نسخه ی عمر انتخاب زندگی
بیش از اینم چون دماغ ماجرا با جان نماندپاک با تیغ تو می سازم حساب زندگی
کاش چون نورس مرا تیغ تو بر دارد ز خاکجز خمارم نیست در سر از شراب زندگی