گنج

شمارهٔ ۴۵۵

۱۲ بیت
توتیا شد پیکرم در زیر بار زندگیاستخوان شد جدول شیر از فشار زندگی
جز دواری نیست چون گردون مدار زندگیغیر داری نیست ای بیدار دار زندگی
پی کنی چون مرکب پیکر فلک جولان شویدر زمین گیری مده تن ای سوار زندگی
کم زدن نقش مراد از پیش بینی ها بودچون شدی در شش در هستی دچار زندگی
چون کمان این خانه آرایی است بی جا چون تو رابر سر تیر اجل باشد شکار زندگی
صورت احوال شمع اینجا دلیل روشنی استجبر بر خود می کنی در اختیار زندگی
می کند این شبهه را سیماب حل در یک نظرچشم آسایش مدار از روزگار زندگی
عمر جاویدی که می گویند اقبال فنا استنیست جز جان کندن اینجا در شمار زندگی
در گداز و گاز دارد زندگانی شمع راگرم از آن برخورد با ما اعتبار زندگی
خورد از او بر سنگ و آهن پای جولان شرارتا چه پیش آید مرا از رهگذار زندگی
دم فروکش تا بگیرد از عنایت نفسیک نفس تا وارهی از گیر و دار زندگی
لب اگر تر می کنم نورس ز حیوان کمترمز آب حیوانی که می آید به کار زندگی