گنج

شمارهٔ ۴۵۴

۱۰ بیت
برمه کشیده ز لفش طرح نقاب نیمیچون خط گرفته دارد از آفتاب نیمی
دزدیده چون تبسم صبح از خمار او شدلعلش چو غنچه نصفی چشمش ز خواب نیمی
در بزم او پر از خون دل را دو نیم سازماز غم کباب نصفی جام شراب نیمی
ابلق سوار مستی لوح سرین جاناناز زین رهیده نصفی پا در رکاب نیمی
از زلف و قامت یار آهم چو کلک نقاشدر دل خدنگ نصفی بر پیچ و تاب نیمی
نقشی است تازه بر لب خطش ز خامه صبحدر موج باده نصفی در مشک ناب نیمی
مهتابی دل ما است از چشم سرمه ستانشپر شام تیره نصفی پر ماهتاب نیمی
در هم دل دو نیمی دارم به خون طپیدهدر انقلاب نصفی پر اضطراب نیمی
رویش ز طره دیدم ز انصاف شانه نصفیچون زلف دل بر آمد از پیچ و تاب نیمی
نورس ز شرم گویم از جرم خویش نصفیصد صرف در شمارش روز حساب نیمی