گنج

شمارهٔ ۴۴۷

۹ بیت
رخنه را دخل به گنجینه ی اسرار مدهخنده را راه به آن لعل گهر بار مده
به هوا انجم و افلاک دگر طرح مکناز دلم ره به فلک آه شرر بار مده
بهر زنجیر مکش دایره ی شیون راناله تعلیم به مرغان گرفتار مده
رشته از بخیه ی زخم دل عشاق مکشبه کف باد صبا طره ی طرار مده
کمر جلوه به دلجویی اغیار مبنددسته ی بسته ی گل را به خس و خار مده
یوسف وقت عزیز است به غفلت مفروشدین ندارد به دل از دست به دینار مده
تا نرنجی نتوانی که دلی رنجه کنیچشم آزار نداری به کس آزار نده
می خرند از تو حریفان که فروشند به توجنس ارزنده ی معنی به خریدار مده
دردسر از پی آرایش ظاهر چه کشینورس از مغز سر آهار به دستار مده