شمارهٔ ۴۳۳
آمد ز روی مهر مه من به خواب منامشب گرفته گرم مرا آفتاب من
چون حلقه های سلسله ی زلف بسته استموی میان او کمر پیچ و تاب من
شب گرم جستجوی تو با فوج اشک و آهزد قطره ها طپیدن دل در رکاب من
گلزار چهره سیب ذقن لعل آبدارباغ و بهار من مزه ی من شراب من
زد آتشی به دل غم عشقش که بی سخنسوزد زبان شعله ز حرف کباب من
چون نبض می طپد رگ جوهر در آینهدور از تو از ملاحظه ی اضطراب من
طالع شود ز مطلع طبعش صد آفتابهر کس کند مطالعه نورس کتاب من