گنج

شمارهٔ ۴۲۵

۱۰ بیت
در چار باغ هجران جیب است گلشن منباغ زرشک چشمم دریاچه دامن من
زاینده رود اشکم دل رشک باغ طاووسزنجیر موج سیلاب چون پل به گردن من
لب همچو باغ بلبل خاطر چو تکیه ی فیضخارای صفه باشد پیراهن تن من
در تکیه ی دو بازو صد کارنامه پیدااز داغ آستین هاست فانوس روشن من
چون آبشار مژگان جدول به تن الف هابر سینه داغ ناسور حوض مثمن من
اندیشه ام صفاهان از چشم سرمه سایتپیدا سواد اعظم در عین خواندن من
صبرم چو تخت فولاد بختم سعادت آباددارد زمین زبانی از لوح مدفن من
چاک دلم خیابان طبع از خیال خواجونقش جهان به فکر میدان شکفتن من
خال رخ عراق است هر نقطه ای زکلکمزانرو سرای دولت باشد نشیمن من
نورس ز داغ فکرت چون باغ تخت من شدباید به شیوه ی کاج آمد به دیدن من