گنج

شمارهٔ ۴۲۰

۹ بیت
اگر عکسی فتد از لعل ساقی در ایاغ منبه ساقی عرش ساید پایه ی تخت دماغ من
کدامین شاخ گل امشب چراغ مخلصم گرددکه از خورشید شبنم می زند گلهای باغ من
گر از سرو قبا پوش تو افتد سایه ام بر سرشود از خرمی گل پیرهن چون لاله داغ من
چمن را شاخ گل بی جلوه ات چون نخل ماتم شدکجا رفتی چرا سر وازدی ای سرو باغ من
به خواب بختم آید گر فروغ شمع رخسارتمهیا می کند گردون مه مهد فراغ من
شرار شعله اش از رشحه ی کوثر زند ساغراگر زان شمع قد روشن شود چشم چراغ من
چو جوهر کرده ام جا در دل پیکان بیدارتچرا از ناوک نازت نمی گیری سراغ من
مهم از مهر اگر یک صبحدم با من کشد ساغرصفای نشئه صورت بندد از درد ایاغ من
جواب آن غزل نورس که نادر بی محل گویدکجا بودی چرا دیر آمدی چشم و چراغ من