گنج

شمارهٔ ۳۸

۷ بیت
کرده تا سلسله‌ی زلف تو دیوانه مراجلوه در شیشه‌ی دل داده پری خانه مرا
نیست در عالم تمثال ز آئینه اثرکرده از خویش تماشای تو بیگانه مرا
از خیال خم ابروی تو چون شیفتگانموج زد بال پری در دل دیوانه مرا
مدّ نظّاره شفق‌پوش شود چون رگ لعلدر تماشای عقیق لب جانانه مرا
مهر و مه برگ خزان دیده‌ی باغش باشددر زمینی که کند نشو و نما دانه مرا
مژه چون مردمک از اشک شود آینه‌سازدر نظربازی آن گوهر یک دانه مرا
نورس از عشق پریزاد ازل خواهد کردفارغ از هر دو جهان همت مردانه مرا