شمارهٔ ۳۷۷
از سواد رقم زلف اگر بی خبرمخط ریحان تو گردید غبار نظرم
ناله خیزد ز دل چاک مشبک چون داماز نظر بازی مژگان کجت با جگرم
کرد تا عشق تو تارج توانایی منباشداز ضعف تن از رنگ به رنگی سفرم
بی گل روی عرقناک تو بر صفحه ی چشممنشی اشک شود خامه ی مژگان ترم
تا چکد آب حیات از لب گفتار مرابوسه ی لطف کن از غنچه ی لعلی گهرم
به تو تعلیم دهم رسم هم آغوشی رانیم شب مست اگر تنگ درآیی به برم
نورس از حرف لب لعل بهشتی روییجوش فردوس زند بی سخن اشعار ترم