گنج

شمارهٔ ۳۶۷

۶ بیت
شمع آگاهی کجا افزود از بالین گرمکی شود هر شعر خامی پخته از تحسین گرم
می‌نماید خوش‌تر از مدح گدا هزلیدنماز دعاهای خنک بهتر بوَد نفرین گرم
آتش سودا چو داغ افسرده دارد کوهکنای خنک خسرو که دارد در بغل شیرین گرم
از خیال آتشین نظّارهٔ دل شد کبابسوخت این مرغ ضعیف از سایهٔ شاهین گرم
چون شکرها غنچه جوش شیرهٔ جان می‌زندنیست جز روح مجسم دلبر شیرین گرم
بوسه را داعی‌ست چون نورس به امّید اثرزآتشین لعل تو دارد در نظر آیین گرم