شمارهٔ ۳۶۵
تکیه بر لطف الهی دارمناز بر مسند شاهی دادم
می زند موج محیط کرمشچه غم از نامه سیاهی دارم
چهره ی رنگ اگر اشک من استرنگ از عشق تو گاهی دارم
بحر حسن تو چه طوفان داردکشتی دل به تباهی دارم
جان چه باشد که به آن درمانمجان من هر چه تو خواهی دارم
صید کلکم شده آن غیرت مهرماه در شست چو ماهی دارم
حرف خطم به لب خوبان استآب حیوان به سیاهی دارم
کی شوم متعظ از نهی رقیبتو به چون من ز مناهی دارم
می کنم در بغل یار نزولنورس آیین سپاهی دارم