گنج

شمارهٔ ۳۵

۱۱ بیت
شکوفه زد علم جلوه در گلستان‌هاشد از بهار جلو خوان گل گلستان‌ها
شکوفه از افق شاخ سر چو کوکب زدگرفت کوکبهٔ آسمان گلستان‌ها
برای طفل نگه غنچهٔ شکوفه ز شاخچو ماه بدر پر از شیر کرده پستان‌ها
شکوفه را ید بیضاست در گشایش دلگشود چون گره شاخ عقدهٔ جان‌ها
ز بس که موج گهر از شکوفه زد لب جومحیط خندهٔ دندان‌نماست بستان‌ها
ستاره ریز چو شاخ از شکوفه گشت نمودچو کهکشان به نظر جدول خیابان‌ها
شکوفه می‌کند از گنج‌های بادآوردلبالب از زر سرخ و سفید دامان‌ها
به باغ تازه‌نهالان چو جمع موزونانگرفته‌اند به دست از شکوفه دیوان‌ها
ز بس که ریخته اوراق و خامه بر سر همشد از شکوفه دگر شاخ چون دبستان‌ها
دهان باغ دگر از شکوفه و شبنمبرای خوردن غم نقد کرده دندان‌ها
شد از شکوفه دگر چون سفینهٔ نورسمحیط موج گهر صفحهٔ گلستان‌ها