گنج

شمارهٔ ۳۲۹

۱۰ بیت
ای دُر گوش تو شرح لاله و گرداب شمعغبغبت با طوق گردن هاله و گرداب شمع
گردش چشم از نگاه گرم در طوفان حسننقش بندد شعله ی جواله و گرداب شمع
تا سر انگشت نگارین را زدی بر خال لبجمع یک جا دیده ام تبخاله و گرداب شمع
در تبسم غنچه سیرابت ای تنگ شکرغوطه در خون می دهد بنگاله و گرداب شمع
می گشاید چهره ی داغ دل پر آب منگردش آن چشم خوش دنباله و گرداب شمع
با کمربند گهر بی پرده آن ساق و سرینمی نماید در نظرها ژاله و گرداب شمع
گر ندیدی متفق زان شاخ گل صورت گرفتچهره و تاب کمر قد لاله و گرداب شمع
لخت دل با داغ خونین جگر از ناوکشمی دهد الفت به هم پر گاله و گرداب شمع
گر ندیدی ما هم از ماه رخش بینی به چشمغنچه زنبق ذقن خط هاله و گرداب شمع
نورس اهل نظم را از قاب رشکم چون قلمدر گلو فال نفس شد ناله و گرداب شمع