شمارهٔ ۳۲۵
ای موجه ی خرام تو جوش بهار فیضبر خاک نقش پای تو کوثر نگار فیض
تصویر نوشخند تو اعجاز عیسویآب حیات لعل تو پروردگار فیض
آیینه دار سبزه ی خطت بهار خلدنقشی زخاک پای تو سر چشمه کار فیض
از بس طراوت است نهال تو را بودگرد ره تو در نظرم چشمه ساز فیض
در لعل آبدار تو امری بود محالهمچون حساب قطره ی باران شمار فیض
صابری است از طراوت شمشاد قیامتتچون جوی اشک در نظرم جویبار فیض
دل وا شود ز غنچه ی سیراب نوخطانگل می کند شکفتگی از روزگار فیض
ریحان خط لب رگ ابری است بوسه باردایم سحاب تیره کند انتشار فیض
نورس به چار باغ معانی است هر نفسکلک سخنورت رگ ابر بهار فیض