گنج

شمارهٔ ۳۰۲

۱۱ بیت
برقی از جلوه درآیینه ی ادراک اندازشعله ور خرمن مشتی خس و خاشاک انداز
بوی جان تا ز گریبان دل آید به شامغنچه سان در بغل از خنده ی گل چاک انداز
طرح چادر چو زنان چند کشی دست برآرچاک در پرده زنبوری افلاک انداز
هر چه خواهی به تو رو می کند از همت دلطرح بحر گهر از دیده ی نمناک انداز
حسن را از نظر پاک فزاید چو صفاچشم خود پاکتر از آینه بر پاک انداز
مجمر آتش طور است دل سوخته اشهر که دارد به کف از خلع بدن خاک انداز
بهتر از دخل زیاد است تو را خرج بجانقد جان در قدم آن بت چالاک انداز
فرق کردن ز هوس عشق تو را منظور استسر غیر از نظر حلقه ی فتراک انداز
ای که از بخل نصیب تو نشد نشئه ی عیشآتش باده به خس خانه ی امساک انداز
آه را نیست چو تاثیر بود تیر خطاچون جرس از اثر ناله به دل چاک انداز
سیر معراج تو را نورس اگر در نظر استسر به خاک قدم صاحب لولاک انداز