گنج

شمارهٔ ۲۹۷

۷ بیت
تا می کنی خانه زهر باب سرخ و سبزخاکت کند زسبزه و گل آب سرخ و سبز
بی مدح آل قابل هر هفت دوزخ استواعظ که کرده منبر و محراب سرخ و سبز
از روی نو خط تو چو نارنج برگ دارگردیده آفتاب جهان تاب سرخ و سبز
در بحر همچو قدس و قزح از خط لبشآید به دیده حلقه ی گرداب سرخ و سبز
امشب که مه ز روی تو رنگین خجالت استچون ابری شفق شده مهتاب سرخ و سبز
چون چله ی کمان شده از لعل نوخطشمد نظاره تا به رگ خواب سرخ و سبز
نورس ز لعل تازه خطش در سواد چشمشد مردمک چو غنچه ی سیراب سرخ و سبز