گنج

شمارهٔ ۲۹۰

۱۲ بیت
بوسه بار از خط شود آن لعل خندان بیشترهست با ابری که دارد برق باران بیشتر
نکهت گل از سبک روحی جدا گردد ز برگهست بر دوش گران جان بار سامان بیشتر
زخم تیغش روزی تن از دل افزونتر شودمی رسد از خوان قسمت رزق نادان بیشتر
تا زخط زد لعل آن لب موج آب زندگیشد دلم لب تشنه ی چاه زنخدان بیشتر
بکر معنی را ز حسن نوخطان جولان گری استجلوه دارد دختر رز در بهاران بیشتر
داده ام تا چشم آب از خنده ی آن لعل لبدیده لبریز گهر دارم ز دامان بیشتر
نیست آهنگ حریری خانه ی فولاد راهمچو نی گردد اسیر بند نالان بیشتر
گرچه خط و اخوانده ام شیرازه ی اوراق دلدام جمعیت شد آن زلف پریشان بیشتر
گر به خون ریزیم خط و خالش هجوم آور شدهرو به دل آورده آن برگشته مژگان بیشتر
روی کار جنس منظور خریداران بوددل برد سیب ذقن از نارپستان بیشتر
روی مطلب را زبان آیینه دار جلوه استحسن معنی گردد از تحسین یاران بیشتر
نورس اینجا سرمه بخشد بال و پر آواز راناله از دل اوج گیرد در صفاهان بیشتر