گنج

شمارهٔ ۲۷۸

۱۲ بیت
ای دُر گوش تو از ناهید روشن‌رنگ‌ترساعد سیمینت از خورشید زرین‌رنگ‌تر
دارم آتش‌پاره‌ای از شعله شوخ و شنگ‌ترشبنم گلزارش از یاقوت آتش‌رنگ‌تر
نرگسش از کاروان ناز خوش‌دنباله‌ترغنچه‌اش از روی صاحب کمالان تنگ‌تر
شبنم شرمش ز مهر حسن عالم‌سوزترگردش چشمش ز دور چرخ پرنیرنگ‌تر
در گداز شیشهٔ صبر از نگه چالاک‌تردر قمار دلبری از ناز زرین‌چنگ‌تر
از برهمن رخ نتابد بت به آن سنگین‌دلیاز صنم باشد بت کافر‌دلم دل‌سنگ‌تر
از نگاه گرم لطف‌آمیز او گشتم کبابمی‌شود سوزنده‌تر آتش چو شد بی‌رنگ‌تر
گر کمر بندد مرا اقبال لطفش می‌کشماز نزاکت در بر آن موی میان را تنگ‌تر
بشنو از من راست را دور از مخالف می‌شوددر مقام خال آن لب بوسه سیر‌آهنگ‌تر
در ره صبر از کمال شرم و تمکین غمشپای جرات شد مرا از عذر ناقص لنگ‌تر
بیشتر باید مرا آزار گوناگون کشیددر محبت گشته‌ام با هر که من یک‌رنگ‌تر
در میان فیلسوفان سخن بی‌گفت‌وگونیست از نورس به هر معنی رسا فرهنگ‌تر