گنج

شمارهٔ ۲۷۵

۱۰ بیت
زهی عتاب تو از شربت حیات الذبه کام ذائقه دشنامت از نبات الذ
تو را شود پر طاووسی از غضب چون رنگز لطف نازش و قهرت به کاینات الذ
لذیذتر جز شکر خند خنده دزدیدنتغافلت به مراتب ز التفات الذ
سرشته اند در آن آب ورنگ جوهر جانز خار گلشن کویت به این جهات الذ
نشانه ای است که میدان کشی برای نیازرمیدن تو مرا از ملاطفات الذ
به کعبه ی دلم احرام بستنت اولیکه هست جلوه بتان را به سومنات الذ
هزار معنی نازک از آن توان فهمیدز بوسه ی تو تبسم به این صفات الذ
چنین که پیرهن تن تو را قلمکارستبه گرم سوت تو طرح محرمات الذ
زیاده است تعلق به خشم و ناز مراتعرض تو مرا از توجهات الذ
به نام نورس عاشق ادا معمائیستخموشی تو ز شیرینی نکات الذ