شمارهٔ ۲۵۲
اگر نیکان روش بد می نمایندبه فاسد دفع افسد می نمایند
به راه دین چو ابلیس اند بی رشدحریفانی که ارشد می نمایند
اگر کافر نی اند این قوم باطلقبول حق چرا رد می نمایند
ز شدت شیشه بر شداد بندندچو آهنگ طمع شد می نمایند
زبدعت های مکر و حیله ی خویشعجب رسم مجدد می نمایند
از این درنده دیوان دغل دادبه دام خیرگی دد می نمایند
به معنی کمترند از هرزه پایانبه صورت گر سر آمد می نمایند
به عرف خویش سر پیچیده از شرعتوانم گفت مرتد می نمایند
بی خونریزی مردم چو شمشیرتواضع های بی حد می نمایند
هنر تا عیب من یک یک چه گویمکه صد را یک یکی صد می نمایند
به جای این که باید خوب سر کردندانم دل چرا بد می نمایند
اگر تشریف بالا دست بخشندهمین رعنایی قد می نمایند
کنند احسان اگر با بیضه مرغیبه گردون مزد فرقد می نمایند
چو آید در سخن نورس زهر راهتمنای خوش آمد می نمایند