شمارهٔ ۲۵
گریه امداد کردهایم تو راشطّ بغداد کردهایم تو را
از پی همدمی به درد فراقناله فریاد کردهایم تو را
جان تو را دادهایم از غم یاراشک ایجاد کردهایم تو را
غیر یاد تو هیچ مجرا نیستهر چه اِنفاد کردهایم تو را
داغ غم سوخت جان ما چو تمامنصف دل شاد کردهایم تو را
خون طفل سرشک ریختهایغمزه جلاد کردهایم تو را
اینکه دل داد دارد از دستتعرض بیداد کردهایم تو را
خون خود میخورد دل از غیرتتا به جان یاد کردهایم تو را
گرد از هستیات برآوردیمنورس آباد کردهایم تو را