گنج

شمارهٔ ۲۴

۹ بیت
چهره‌ی پوش کرده‌ایم تو راگل آغوش کرده‌ایم تو را
طرفه آبی به روی کار آمدتا قدح نوش کرده‌ایم تو را
به نگاهی چو شعله‌ی یاقوتتند و خاموش کرده‌ایم تو را
به تو بستیم عقد دختر رُزخونی هوش کرده‌ایم تو را
همچو نور نظر ز پرده‌ی خشمیک تهی پوش کرده‌ایم تو را
به گل چهره چون بنفشه‌ی خطحلقه در گوش کرده‌ایم تو را
ای سرشک از بساط لخت جگرخانه بر دوش کرده‌ایم تو را
هست یاد تو جان هستی ماکی فراموش کرده‌ایم تو را
خون نورس به کیش توست حلالتا چغا کوش کرده‌ایم تو را