شمارهٔ ۲۳۱
می کشان قهقه ی شیشه ام ادراک کنیدزاهد خشک تر آمد عرقش پاک کنید
می رساند چو به جمشید نسب دختر رزفکر پیوند من از سلسله ی تاک کنید
شیشه لبریز شراب شفقی دانی چیستداده سر مشق که خون در دل افلاک کنید
کرد اصلاح دلم خال لبش در دم خطزهر چون خورد کسی چاره ز تریاک کنید
لفظم از معنی رنگین چو دهد نشئه ی روحمی از این شیشه به پیمانه ی ادراک کنید
آفتاب رخ او در دم خط تیغ کشیدچون گل صبح گریبان به نفس چاک کنید
بر سر حرف گر از خط لب یار آمده استخاطر نورس از این حرف فرحناک کنید