شمارهٔ ۲۱۷
بر عارض تو زلف دوتا موج میزندیا سنبل بهشت صفا موج میزند
تا کعبه از حجاب حریم تو آب شدمانند چشمه قبلهنما موج میزند
فهمیدهام مطلع دیوان ناز رااز چین ابروی تو ادا موج میزند
چندان که ضبط ناله و فریاد میکنیمخون صبوری از مژهها موج میزند
آشفتهٔ نظارهٔ ما سنبل خطتچون سبزهٔ چمن ز صبا موج میزند
دور از سواد کوی تو چون پردههای چشمهفت آسمان ز گریهٔ ما موج میزند
نورس چو فیض عالم بالا سرشک منتا خاک آستان رضا موج میزند