گنج

شمارهٔ ۲۱۶

۸ بیت
گرداب غبغبش ز صفا موج می زندطوفان چشمش از مژه ها موج می زند
دل می طپد ز شوخی مدّ نگاه اوشبنم به اختلاط هوا موج می زند
از بس که مشک آب شد از شرم خط اوتا ناف آهوان ختا موج می زند
با موج خیز آب گهر این فروغ نیستاز سایه اش چو صبح صفا موج می زند
طوفان دولت ازگل پرواز رشحه ای استچون قلزمش ز بال هما موج می زند
هستی ترا به آب نراند که از نفسدر هر دمی محیط فتا موج می زند
فیض رسایی از سخن ناقصان مجواین بحر در سفینه ی ما موج می زند
نورس حجاب گوهر نظمت نمی شودچندان که بحر چون و چرا موج می زند