گنج

شمارهٔ ۲۱۸

۱۲ بیت
شاخ نرگس پسری می آیدرشک باغ نظری می آید
تازه روحم ز خیالش گردداز سخن تازه تری می آید
بوی سنبل ز نگاهم زده موجنو مزلف پسری می آید
دل به پرواز طپیدن آمداز خدنگش خبری می آید
تازه بهر سند داغ دلمشاهد معتبری می آید
از سرین تو به خون می غلطمکار تیغ از سپری می آید
خط ز خال لب او سر زده استبوی داغ جگری می آید
هر گره عقده گشایی داردشب ما را سحری می آید
تند جو شد سخن از لعل لبشسیل آب گهری می آید
قاصد روزی ام از عالم غیبتو نباشی دگری می آید
از پی خواندن دل زان خط لبرقعه ی مختصری می آید
نورس از مصر نی کلک تو بازکاروان شکری می آید