شمارهٔ ۲۱۲
گل فرو ز جلوه تا آن عنبرین کاکل شوداز تماشای رخش نظاره شاخ گل شود
بر دلم تا پرتو اندازد خیال کاکلشچون نفس در سینه آهم دسته ی سنبل شود
قبض ها آماده بسط است در گلزار دهرهر گره در کار ما چون غنچه آخر گل شود
دلبران را شور عاشق باعث آشفتگی استگل پریشان روز گار از ناله ی بلبل شود
پیکرم را پرتو حسنت چو بزم آرا شودداغم از کیفیت چشم تو جام مل شود
تا به ایرانم بود قرب جواز ملک هندعرصه ی جولان من کشمیر تا کابل شود
نورس از جرم خود و روز جزا اندیشه چیستشامل حال تو لطف صاحب دلدل شود