گنج

شمارهٔ ۲۰۹

۷ بیت
گلدسته وار تا همه بی خار و خس شوندخواهم که ناکسان جهان جمله کس شوند
آزادگان مقید دنیا نبوده اندکی طایران قدس اسیر قفس شوند
هیچ از مجاز ره به حقیقت نمی برندپیران این زمانه مرید هوس شدند
ره چون یکی است اهل سخن را چه انفعالچون رهروان قافله گر پیش و پس شوند
داد سخن به عالم انصاف داده امای کاش عارفان سخن دادرس شوند
یاران به جلوه گاه عروسان فکر مناز خویش می روند از آن بی نفس شوند
آنانکه نورس از توبه به آواز خوش دلندقانع ز کاروان به صدای جرس شوند