شمارهٔ ۱۷۸
هر که از روشندلی داد ادا فهمی دهدشاهد لفظ مرا آیینه می معنی دهد
بس که مجنون نگاه خوش خرامی گشته امگرد راهم یادی از نظاره ی لیلی دهد
آن بهشتی رو که من دارم خیال سنبلشپیچ و تابم را قماش طره ی حوری دهد
تیرگی آیینه را منظور روشنگر کندکار ما را صورت آخر بی سرانجامی دهد
نورس از پر کاری تصویر این سحر حلالخانه ی معنی نگارت خجلت مانی دهد