گنج

شمارهٔ ۱۷۲

۷ بیت
داغ مرا چو یاد تو ناسور می‌کندطوفان بی‌قراری دل شور می‌کند
بر زخم من که تشنه‌لب تیغ قاتل استالماس کار مرهم کافور می‌کند
در هستی‌ام نهانی و محرومم از وصالنزدیکی زیاد مرا دور می‌کند
در موج سلسبیل کشد دفتر گناههر کس که چارهٔ من مخمور می‌کند
در دیده هر که سرمهٔ وحدت کشیده استاو راد خود ترانهٔ منصور می‌کند
تن زن که از غبار جفاچینی سپهرخاک سیه به کاسهٔ فغفور می‌کند
از نیش جان‌گزا فلک پرستارهنورس خیال خانهٔ زنبور می‌کند