گنج

شمارهٔ ۱۵۷

۹ بیت
هر که در قید فرنگ خویش استمی توان گفت که کافر کیش است
از نجیبان نرسد هیچ گزندشاه زنبور از آن بی نیش است
طایر نامه بر او عنقاستدور گردی که محال اندیش است
سعی ها ضامن مطلب باشدهر خبر در گرو تفتیش است
هر فسادی که بود با بیشی استبا کمی رتبه ی بیش از بیش است
هر که برداشت دل از جمعیتفارغ از تفرقه و تشویش است
غافل از مرتبه ی فقر مباششاه یک بنده ی نا درویش است
چشم مرهم نتوان داشت زمشکدل ما از خط خوبان ریش است
نورس از قافله ی اهل سخنهر که دنبال فتد در پیش است