شمارهٔ ۱۵
پیموده باده نرگس مست سیاه رادادهست آب عربده تیغ نگاه را
یکسو فکن نقاب رخ همچو ماه راخورشید را ز مردمکم کن نگاه را
بهر حجاب خیره نگاهان به حکم نازداده است جانشینی برقع کلاه را
امشب جدا ز سنبل زلفش کشیدهامدر گوش ناله حلقهی گیسوی آه را
تقصیر در گناه اگر ما نکردهایمدانستهایم لطف تو امید گاه را
مفتون چشم و خال و خط و زلف و کاکلمآمادهام هزار بلای سیاه را
نورس به برق شعله شب از آه آتشینکردم سپند مجمر دل مهر و ماه را