گنج

شمارهٔ ۱۴۱

۷ بیت
نوبهار آمد چو مجنون نوبت شور من استسرکشی در کوچه‌ی زنجیر منظور من است
سخت می‌ترسم شود نزدیک این معنی به هممصرع زلفی خیال تازه‌ی دور من است
همچو گلبن نیشتر گل کرده از رگها مراخنده‌ی گل راز دار زخم ناسور من است
قدرت گفتارم از تمهید عجزم ظاهر استچون کمان بازوی خم سر پنجه‌ی زور من است
شبنمی خورشید باشد سوسن داغ مراشمع فانوس تجلّی لاله‌ی طور من است
نقش کوثر می‌زند کلک از خیال تازه‌امخاطر از بکر معانی جنّت و حور من است
در ادای حق ندارم از حقیقت کوتهینورسم از نخل ایمن دار منصور من است