شمارهٔ ۱۱۵
جام شراب عیشش زخم گشادهرویی استموج می نشاطش دام خِرَد شکار است
نقش برآب حسنش موج سراب باشدگنج روان جاهش سیلاب نوبهار است
داغ جبین ناموس هر نقد سکّه سوزشسیل اساس دینش از آب روی کار است
بیپرده نقش آشوب از مهد راحت اوآیین بزمگاهش تصویر کارزار است
پرواز رنگ دارد نقش نگین دولتبر سر چو بال مرغش طغرای اعتبار است
نورس نشاط دنیا آماده ملال استدیدیم دختر رز آبستن خمار است