شمارهٔ ۹۶
مرو مرو ببرش این چنین دلا گستاخنموده ترک ادب میروی کجا گستاخ
اگر چه آمدن و رفتنت ز گستاخیستبروبرو ببرش بیش از این میا گستاخ
ادب بورز وز گستاخیش مرو در پیشهزار مرتبه گر گویدت بیا گستاخ
غرض ز گفتن او امتحان عشاقستتو اینچنین ز تغافل شدی چرا گستاخ
دهند اگر چه همه رخصتش بگستاخیببارگاه شهان کی رود گدا گستاخ
ادب ادب ادب آور که رسم عشاقستادب ترا برساند بوصل ایا گستاخ
بغیر نور علی آن ادیب سرمستانکسی به بزم ادب کی نهاده پا گستاخ