شمارهٔ ۹۷
دوش از غمکده هجر نجاتم دادندمرده بودم بوصال تو حیاتم دادند
از خطت بر ورق او رقم حسن زدندبر در میکده عشق براتم دادند
می توحید بجام از خم عدلم کردندنشأه ذات ز صهبای صفاتم دادند
حاجت خویش بر برهمنان کرم عرضمنصب سلطنت لات و مناتم دادند
رفتم از نشأه زهاد بخوردم قدحیشربت مرگ ز جام سکراتم دادند
خانه نیستی آباد که از دولت آننقد گنجینه هستی بزکواتم دادند
شکر لله که چون نور علی در ره عشقببلایا و محن صبر و ثباتم دادند