شمارهٔ ۹۵
لب شیرین تو که هست ملیحعالمی کشته و کند ترویح
از سپهر جمال خورشیدتهمچو ماه رخت نتافت صبیح
گشته کروبیان قدسی راذکر تقدیس تو بجان تسبیح
هر نفس از زبان دل شنومنام نیکوی تو بقول فصیح
روح ما را مفرح یاقوتبس بود لعل تو پی تفریح
تکیه کرده ببارگاه فلکتا شده خاک درگه تو مسیح
کس چو نور علی نداده نظامکشور نظم را بدین تنقیح