گنج

شمارهٔ ۶۲

۸ بیت
عشق آمد در دلم منزل گرفتمنزل عشقش مرا در دل گرفت
بس بپای ناقه اش اشگم بریختسیل اشگم دامن محمل گرفت
کی از این دریا بر آرد گوهریهرکه منزل بر لب ساحل گرفت
میر عشقش آمد و همچون عسسعاشقان را مست و لایعقل گرفت
گر جهان پر گشته است از غاصبانکی تواند جای حق باطل گرفت
کلب غافل گیر بود و ناگهاندامن ما زاهدی غافل گرفت
خوش بکوبیدیم پائی بر سرشپای تا سر ناگهانش گل گرفت
هرکه با نور علی خصمی گرفتبود ظالم در سفر منزل گرفت