شمارهٔ ۴۱
این عرق باشد برویش یا گلابیا گشوده عقد پروین آفتاب
یا شده در جدول گلزار حسنجاریش از چشمه خورشید آب
تابش مهر است از ماهش عیانیا زده بر روی سیمین زر نقاب
قطره های می بود بر لعل اویا که خورشید است یاقوت مذاب
سنبل تر بر گل افشان کرده استتار زلفش بسته بر عارض نقاب
نرگس مست است از می سرگردانیا که رفته چشم مخمورش بخواب
جلوه گر از چهره اش نور علیستیا شده طالع ز ماهش آفتاب