شمارهٔ ۳۳
بزم عشق است و همه شیشه و جامست اینجاهرچه جز مستی عشق است حرامست اینجا
باده خواران همه افتاده ز می مست و خرابآنکه هشیار نشسته است کدامست اینجا
روز اول که دلم خال و خطش دید بگفتزیر هر دانه دو صد دانه و دامست اینجا
زاهد ار همچو خلیلت زند آتش تو مترسنار نمرود همه برد و سلامست اینجا
ای خوش آن عاشق گمنام ز ننگ آزادهکه چو نور علیش ننگ ز نامست اینجا