گنج

شمارهٔ ۳۲

۱۰ بیت
باز ساز عشق سر کردیم ماترک عقل تیره سر کردیم ما
معتکف گشتیم کنج میکدهباده نوشان را خبر کردیم ما
خشک لب هر جا حریفی یافتیمکام او از باده تر کردیم ما
شربتی از لعل جانان ساختیمکام جان ها پر شکر کردیم ما
داغ عشقی بر جگرها سوختیمسینه ها را پر شرر کردیم ما
گنج جان در کنج ویران یافتیمترک گنج سیم و زر کردیم ما
دست و دل شستیم از سود و زیانترک هر نفع و ضرر کردیم ما
پا و سر در عشق جانان باختیمخویش را بی پا و سر کردیم ما
سرگذشت خویش کوته ساختیمقصه خود مختصر کردیم ما
همنشین گشتیم با نور علیخویشتن را معتبر کردیم ما